سلام

تواین همه هیاهوو سیاهی آدم دلش چقدر یه جای دنج میخواد یه جای دنجی که ازاین اخباراین روزها بی خبرباشه .کجا بهترازاینجا ، الان همه سرشون به واتساپ و اینستاگرام وکلاب هاوس و ... حسابی گرمه . کسی حوصله متن های بلند بالا ونداره  کسی حوصله گوش دادن نداره.

 کاش چیزی به اسم سیاست تواین دنیا خلق نشده بود . نه سیاست نه سیاستمدارو نه چیزی به اسم دروغ   .همه مردم بین تولد ومرگ شون اون سهم زندگیشون وزندگی میکردن حتی اگر این سهم به اندازه چند سال بیشترنبود . خیلی ها میگن از قدیم تا حالا همیشه زندگی همینطوربوده . مریضی، جنگ ، فقر و... بوده . این سالهای اخیرآگاهی ها خیلی بیشترشد و بدجوری غصه روی غصه اومد .

قبلا تو وبلاگم خیلی راحت ازهمه احساساتم مینوشتم وکم کم متوجه شدم چقدرمحافظه کارشدم  . دوست دارم دوباره بنویسم . تواین اوضاع کرونا شاید ازبس حرف نزدم و بتنهایی غصه خوردم ، توانم کمترشده .

نه ماه پیشتربخاطرکرونا خواهرنازنینم وازدست دادم  . چه روزهایی ! چه دلتنگی های بی پایانی !  چقدرمصرانه به من میگفت مراقب خودت باش اما حیف که خودش مراقب خودش نبود .الان خیلی ها این تجربه تلخ و مزه کرده اند . شاید انروزها هم باید میومدم ومینوشتم اما میدونم تو این روزها به اندازه کافی همه کلافه هستند و باید هوای دل یکدیگه راداشته باشیم . قرارنیست با گذشت نه ماه ویاسالها غصه مرگ رافراموش کنیم واین حفره برای همیشه توی قلبمون میمونه اما با لطف پذیرشی که خداوند به ما آدمها داده ، دوباره به زندگی معمولی برمیگردیم . ازاون سفرتلخ برمیگردیم اما مطمینا دیگه اون آدم قبلی هم نیستیم . به دریا رفته میداند مصیبت های طوفان را .

بیرون رفتنم خیلی خیلی کم شده اما بازهم خداکنه تواین فرصت کمی که دارم ، بتونم ازحرفهای دلم  دوباره بنویسم .به امید روزهای سبز وشاد...